۲ فیلتر ذهنی که اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد

در ویدئو قبل در رابطه با ” چرا وقتی در مورد چیزی صحبت می کنیم همون رو زیاد می بینیم؟ ” صحبت کردم و گفتم چرا این اتفاق می افتد حالا می خواهم درباره همان قسمت RAS مغز که ۷ فیلتر وجود دارد و باعث می شود جلوی ورود اطلاعات دیگر را بگیرد و اجازه ورود مغز را نمی دهد صحبت کنم به همین دلیل ارسطو می گوید: اگه صورت مسئله را درست شناسانی نکنید نمی توانید مسئله را حل کنید.

تصمیم گرفتم در تحقیقاتی که از سال ۹۵ شروع کردم و به این نتیجه رسیدم که اگر می بینید یک اتفاق برایتان در زندگی تکرار می شود احتمالا یکی از موارد زیر را می توانید پیدا کنید البته این کار را می سپارم به خودتان و به شما می گویم کار آسانی نیست و شما که به این مقاله رسیدید در نتیجه می توانید این کار را انجام دهید.

گفتم کار سختیه برای اینکه اگه ما در جمعی باشیم و صبح بدون خوردن غذا بریم اونجا معمولا دهان بوی بدی میده. خوب میشه گفت دماغ که به دهان بسیار نزدیکه و میشه فهمید دهان بوی بدی میده اما چون مال خودمان است نمی توانیم بو را تشخیص دهیم و حتما باید از دستمان کمک بگیریم تا بتوانیم با هااا کردن و استشمام آن متوجه بوی بد دهان شویم.

امیدوارم این ۷ فیلتر ذهنی به عنوان دست برای شما عمل کنه و بتوانید تشخیص دهید و با تمرینی که برای شما طراحی کرده ام آن را برطرف کنید.

۷ فیلتر ذهنی که اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد:

۱- ذهن خوانی

ذهن خوانی

خطایی است که دیگران حتی حرفی هم نزده باشند شما فکر می کنید می دانید که چه فکری دارند و چرا این طور رفتار می کنند.

چند تا از گفتگوهای درونی که تو این مورد هست:

  • بهش پیام دادم و پیامم رو دید و جواب نداد دیگه از من خوشش نمیاد
  • میدونم آدم خسته کننده ای هستم و کسی از من خوشش نمیاد
  • این گروه من رو قبول نداره

زمانی رو در نظر بگیرید که در خیابان دارید قدم می زنید آیا به تک تک افراد نگاه می کنید و بهشون می گید لباست خوبه؟ چشات قشنگه یا ازشون بد می گید؟ نه این اتفاق رخ نمی ده چون هر کسی در روز بیش از ۶۰۰۰ فکر از ذهنش عبور می کنه اینجا مشخص میشه که ما نمی تونیم فکر افراد رو بخونیم.

در انتهای این مقاله به شما راهکار می دهم که چگونه بتوانید این مورد را حل کنید.

میریم سراغ فیلتر دوم شما ابتدا تمام فیلترها را مطالعه کنید و بعد یکی یا دو تا که به شما نزدیک تر است را انتخاب کنید و تمرین همان را انجام دهید.

۲- آبکش (از صافی گذراندن)

آبکش

جزئیات منفی را می گیرید و آنها را بزرگ می کنید البته جلوی جنبه های مثبت را هم می گیرید و آنها را نادیده می گیرید.

برای مثال: خانومی می خواد بره مهمونی و از شوهرش سوال می کنه میگه لباسم چطوره شوهرش میگه عالیه لباست ا این چیه پشت لباست یه چروک خیلی کوچیک داره.

اون خانوم تو اون شب تا آخر مهمونی فقط به این فکر می کنه که لباسش خوب بنوده و حتی خودش هم خوب به نظر نمی آومده.

تو کل مهمونی تنها به فکر چروکه لباسشه و لذت نمی بره.

این دست افراد نمی تونن از لحظه لذت ببرند.

۳- دوقطبی اندیشی

دوقطبی اندیشی

در این مورد دیگران و موقعیت و رویدادها را یا بد می دانیم یا خوب.

مانند این است که از فردی بپرسید چند عدد وجود دارد او تنها بگوید دو عدد وجود دارد ۰ و ۱

یا سوال کنید چند رنگ داریم؟ بگوید تنها ۲ رنگ داریم سفید و سیاه

می بینید با این نوع نگاه ما تنها هر چیزی را به ۲ تقسیم می کنیم و یکی را خوب و دیگری را بد می دانیم و این باعث می شود همیشه تنها بمانیم. زیرا اگر با کسی دوستیم تا وقتی که کار بدی انجام نداده یا حرف بدی نزده انسان خوبی است و تا این اتفاق برعکس شود یعنی او خوب نیست و باید از او فاصله بگیریم.

مثالی دیگر برای شما دارم در این بخش آیا اگر دیس میوه ای روبروی شما باشد و در آن آناناس، سیب، آلبالو، پرتغال و انگور باشد و یک آلبالو کرم خورده در آن وجود داشته باشد شما کل دیس میوه را میریزید دور؟

البته اگه شما هر چقدر هم وضع مالی خوبی داشته باشید می گوید خیر، تنها همان آلبالو کرم خورده را بر می دارید و دور می ریزید.

مثال های دیگر از این دست گفتگوها:

  • اگر در کارم کامل نباشم و اشتباهی کنم پس احمق هستم و در غیر این صورت آدم باهوشی هستم.
  • اگر زیبا نباشم در نتیجه زشت هستم.
  • شما بنویسید…

عقل ما راهنمایی می کند و می گوید هر چیزی در این دنیا خوب، متوسط و بد دارد و در این بین کلی چیزهای دیگر نمی گویم خودمان را گول بزنیم و هرچقدر هم بدی دیدیم بگوییم آقای حیدری گفت هر چیزی در دنیا خوب و بد ندارد بلکه میانه این دو هم محاسباتی وجود دارد بلکه می گویم اگر تنها به بدی های شخص نگاه نمی کنید و همه جوانب را می بینید درست است و اگر دیدید این خطاها بیشتر شد یعنی نیاز است که او را از خودتان دور کنید. یا خودتان از شخص فاصله بگیرید.

اگر در شبکه های اجتماعی می بینید می گویند تنهایی خوب است درست است اما نه برای همیشه زیرا این جهان جایی است که ما با هم در تعامل هستیم. و با آموزش دیدن می توانیم خودمان و نگرشمان و در انتها زندگی خودتان را تغییر دهید.

۴- فاجعه ساز

فاجعه سازی

هر کاری می خواهد انجام دهد می گوید ” اگر … چی؟ “

در این فیلتر ذهنی:

  • اگر شکست بخورم چی؟
  • اگه کسی در کلاسم شرکت نکنه چی؟
  • اگه نتونم کارم رو به درستی انجام بدم چی؟
  • اگه این تقلبی باشه چی؟
  • خودتون بنویسید …

هر گاه دیدید خودتان یا دوستی این صحبت را می کند نیاز دارید تا ۲ پلن برای هر کاری داشته باشید یعنی اگر شکست خوردید بروید سر پلن بعدی تا بتوانید به مغز خودتان و این فیلتر که جلو شما را می گیرد بگویید بله اگر نگرانی من هم درکت می کنم و به همین دلیل برایت راه دیگری هم گذاشته ام تا بتوانی آن را انجام دهی.

۵- شخصی ساز

شخصی سازی

اعمال و حرفهای دیگران را همیشه واکنشی به خودمان می دانیم.

به سینا در یک برنامه تلویزیونی گفتن کسی در رابطه با شما چیزی گفته پرسید چی گفته و اون شخص گفت، گفتن که شما بازیگر نیستی سینا پرسید خوب چطور گفت؟ یک ویدئو براش گذاشت و دید که طرف صحبت کرد و تموم شد بعد پرسید خوب اسم من کو؟ از من که اسمی نبرد گفت نه منظورش با شما بود گفت چون اسمی از من نبرده برام قابل پذیرش نیست.

می خوام یه همچین نظری داشته باشید در مورد صحبت های دیگران تا وقتی اسم شما رو کسی نگفته صحبت طرف مقابل رو به خودتون نگیرید مخصوصا زمانی که یک شخص در جمع با همه داره صحبت می کنه.

باز یه دسته افرادی هستند که می گن بابا من می دونم با منه، خوب راهکار دیگه ای که وجود داره اینه که اگه هم چیزی رو شک دارید که با شما بوده یا نه برید و ازش سوال کنید و مطمئن بشید آیا با شماست یا نه.

۶- سرزنش گر

سرزنش گر

دیگران و سازمانها و حتی دنیا را مسئول مشکات تان میدانید.

چند نمونه از گفتگوهای درونی:

  • همه مقصر هستن جز من
  • اگه این شرکت خوب بود من رشد کرده بودم
  • اگه اون دوستم باهام بود من رشد می کردم
  • انگشت اشاره به سمت دیگرانه

در این فیلتر ذهنی دیگران رو مسئول مشکلات خودشون می دونن و همین باعث میشه احساس قربانی بودن داشته باشند که یکی از عوامل بازدارنده برای این دست افراد هست.

همین احساس قربانی بودن باعث میشه بگن عوامل بیرونی اجازه نمی دن که من رشد کنم و حرکتی نمی کنن و بعد از گذشت چند سال می بینن که رشد نکردن و بسیار ناراحت میشن.

۷- همه اش تقصیر من است

همه اش تقصیر من است

بجای احساس قربانی بودن، خودمان را مسئول رنج و شادی دیگران فرض می کنیم.

معمولا به این شکل عمل می کنند:

  • خودش رو مقصر می دونه

برای مثال فرزند میره مدرسه و در امتحان نمره خوبی نمی گیره و وقتی مادر یا پدر می بینه میگه ای داد همش تقصیر منه من نتونستم بهش بیشتر یاد بدم کلاس بفرستمش و محیطی آروم براش فراهم کنم.

این دست افراد هم بیش از اندازه مسئولیت رنج و شادی دیگران رو به خودشون می گیرن که نمی تونن زندگی کنن و معمولا بیشتر وقت ها از بیماریهای داخلی در رنج هستند.

تا اینجا کدام فیلتر ذهنی به شما نزدیک تر بود؟

می تونید از خانواده و دوستاتون هم بپرسید متوجه می شید که معمولا انسان ها این نوع فیلترها را دارند و اصلا ایرادی ندارد تنها کافیست آن را شناسایی کنید و با تمرینی که در ادامه براتون طراحی کردم رو انجام بدید و به این فکر نکنید که قراره یه دفعه کلا خوب بشید و دیگه چنین نوع تفکری نداشته باشید. تمام این تمرینات و آموزشها به مرور زمان روی ما تاثیر داره شاید برای یکی ۱ ماه و برای دیگری ۱ سال زمان ببره.

✅ راهکار: کاراگاه خود را بیدار کنید:

زمانی که کسی می خواهد شکایتی بکند نیاز است تا ۲ شاهد با خودش داشته باشد حالا ما هم زمانی که می خواهیم برای یک فکر شکایتی کنیم و بگوییم که دروغ است بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است که برای مغز که قاضی ماست حداقل ۲ شاهد ببریم تا بتوانیم به او ثابت کنیم یک فکر اشتباه است و او قبول کند که ما درست می گوییم. بعد از ثابت کردن معمولا چند ماه یا حتی چند سال طول می کشد تا ما از دست فکر و رفتاری راحت شویم.

برای مثال اگر فیلتر ۰ و ۱۰۰ دارید و می گویید من نمی توانم در جمع صحبت کنم می توانید به دنبال ۲ شاهد باشید که اینجا نیاز به کمک دارید تا بتوانید شواهد خود را پیدا کنید.

البته ما اینجا برای اینکه بتونیم شاهد عینی رو پیدا کنیم میتونیم کاراگاه مغز خودمون رو بیدارش کنیم تا بره و دنبال شواهد بچرخه و کارهای ما رو راحت تر کنه.

اگه می خواید این فیلترها رو ترمیم کنید و دوباره از نوع بسازید پیشنهاد می کنم دوره اعتماد به نفس مهرداد حیدری رو تهیه کنید که توش تمرین بیشتری دادیم که در حوصله این مقاله نمی گنجه.

نتیجه گیری

اگر شما هم یکی از این نوع فیلترهای ذهنی را دارید می توانید روی یک برگه بنویسید و از کارآگاه خود کمک بگیرید اگر به عنوان مثال نمی توانید خوب صحبت کنید به کاراگاه خود بگویید تا به دنبال افرادی بگردد که می توانند به راحتی جلوی جمع های بزرگ می توانند صحبت کنند و به دنبال این باشد که آیا این فرد با همین توانمندی متولد شده یا خودش با تمرین و تکرار به آنجا رسیده و به قاضی ذهنتان ثابت کنید که چیزی که گفته اید درست است و حالا زمانی که باز این فیلتر فعال شد می دانید و می توانید جلویش را بگیرید.

برای دریافت 1 ساعت ویدئو آموزشی اطلاعات خود را وارد نمایید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *